

همه حماقت می کنند،خصوصا اگر هنوز عاشق باشند.
Out of time-Carl
Imdb rate:6.5
هر وقت از جلوی آن مغازه رد می شدم،مدتی را به دیدن کلاه لبه داری که در گوشه ای از ویترین مغازه بود سپری می کردم.بعد از مدتی آنقدر به آن کلاه لبه دار علاقه مند شده بودم که هر روز به دیدنش می رفتم و سکه های یک قرانی ام را جمع می کردم تا بتوانم آن کلاه 10 تومانی را بخرم.امروز خیلی خوشحالم،چون توانستم به آرزویم برسم.امروز آن کلاه لبه دار را خریدم.حالا دیگر می توانم آن کلاه را بر سر گذاشته و به خیابان بروم.می توانم هر وقت که به شخص محترمی برخورد کردم،کلاه را از سرم بردارم و زیر بغل بگذارم،کمی خم شده و با احترام سلامی عرض کنم و دوباره آن را بر سر گذاشته و با قدم هایی آرام و با وقار به مسیر خود ادامه دهم.را ستی حالا دیگر تنها نیستم.از امروز دو نفر شده ام:من و آن کلاه لبه،دارم!
کجا داره میره؟ د آخه به چی رسیدن؟ مثه يه مشت سوسک و مورچه دارن تو مرداب تکنیک دست و پا می زنند .همش هم به خاطر این شکم صاب مرده است،راحت لم دادن. معنویت چی شد بدبخت؟ به سر عشق چی اومد؟
هامون - داريوش مهرجويي